به گزارش سراج24، البته این دسته از مردم فراموش کردهاند که همیشه مربی بازنده، در معرض خطر اخراج است و اخراج هرگز روی خوش زندگی نیست. اخراج، یعنی شما بد کار کردهای و باید بروی، حالا یا با احترام یا بدون احترام!
***
البته در دنیای فوتبال نیز این اتفاقات زیاد رخ میدهد. ماجرای برخی از این چهرهها که به شکل عجیبی اخراج شدند را بخوانید.
روبرتو مانچینی: اخراج او، یک جنجال بزرگ را پدید آورد. مانچینی بعد از کسب ۳ اسکودتو به یکباره از اینترمیلان برکنار شد. وقتی از موراتی در مورد اخراج مانچینی سؤال شد، او گفت: «نمیتوانم به این سؤالات جوابی بدهم» ولی این جنجال تا جایی پیش رفت که همدستی مانچینی با برخی گروههای مافیایی را رو میکرد. البته مانچینی هم بیکار نبود و مصاحبههای جالب توجهی انجام میداد.
ژوزه مورینیو: اخراج مورینیو (در دوره اول حضورش) از چلسی، تعجب همه رسانههای جهان را در پی داشت. میدانید موضوع اخراجش چه بود؟ مورینیو با آبراموویچ بحث و جدل کرد آنهم بر سر نیمکتنشینی آندره شوچنکو.
آبراموویچ که شخصاً شوچنکو را به چلسی آورده بود، میخواست این بازیکن حتماً در ترکیب تیم بماند ولی مورینیو نظر دیگری داشت. کار این دو به درگیریهای رسانهای کشید و در نهایت مورینیو برکنار شد.
ویلاش بوآش: چیزی شبیه موضوع مورینیو برای ویلاش بوآش در تاتنهام رخ داد. او دلش نمیخواست آدبایور را در ترکیب تیم نگه دارد ولی «دستور از بالا» آمده بود که یا آدبایور بازی میکند یا خودت باید از این باشگاه جدا شوی. وقتی ویلاش بوآش حکم اخراجش را گرفت، در مصاحبهای گفت: بعدها التماسم میکنید که به تاتنهام برگردم!
دیگو مارادونا: سرمربی تیمملی آرژانتین در جامجهانی ۲۰۱۰ بود اما اصلاً نتوانست تاکتیکهای جالبی داشته باشد و در نهایت با تحقیر و پذیرفتن شکست ۴ بر یک مقابل آلمان از جامجهانی کنار رفت. به محض حذف آرژانتین، مارادونا در همان آفریقای جنوبی اخراج شد. همین موضوع، عصبانیت اسطوره تمام تاریخ فوتبال را در پی داشت تا مصاحبههای جنجالی انجام دهد. دلیل اخراج مارادونا، نتایج ضعیفش بود و رئیس فدراسیون فوتبال آرژانتین اعلام کرد: این مربی، هیچ چیز از فوتبال نمیفهمد. مارادونا هم در پاسخ به این مسئله گفت: به غیر از خدا، هیچکس حق ندارد از تاکتیکهای من ایراد بگیرد!
دیوید مویس
: شش بازیکن منچستریونایتد زیرآب این مربی صددرصد ناکام را زدند. مویس تیم را تمرین داد و برای استراحت به منزلش برگشت اما در میانه راه، خبر اخراجش را شنید و فوراً به باشگاه برگشت. او بعد از برکناری، در مصاحبهای جنجالی گفت: آنقدر همه چیز بههم ریخته که هیچکس پاسخگوی من نیست. باورتان نمیشود ولی من از همسرم شنیدم که از منچستریونایتد اخراج شدهام!
مارتین اونیل:
او سرمربی استونویلا بود و عالی کار میکرد، نزدیک بود با استونویلا به سهمیه لیگ قهرمانان اروپا برسد که جرقه اختلافات با مدیران باشگاه زده شد و این مربی موفق، به یکباره حکم برکناری و اخراجش را گرفت.
پپ گواردیولا:
اختلاف شدید با ساندرو راسل رئیس بارسلونا، پپ را از این باشگاه جدا کرد. گواردیولا سعی داشت در سکوت و بدون کوچکترین جنجالی از این تیم برود اما وقتی موضوع رفتنش جدی شد، رسانهها اخبار عجیبی منتشر کردند. مثلاً اینکه اختلاف پپ و راسل، اختلاف بر سر عقاید و حتی ترکیب تیم است. راسل تا توانست علیه پپ جوسازی کرد تا شاید چهره او را نزد هواداران تیره کند اما بعد از یک سال، گواردیولا سرمربیگری بایرنمونیخ را برعهده گرفت و راسل به جرم کلاهبرداری از باشگاه بارسلونا اخراج شد.
***
اما در جمع مربیان ایرانی نیز، اخراجهای جنجالی زیادی را به یاد میآوریم.
علی دایی:
اخراج او از پرسپولیس به کنار، برکناری دایی از تیمملی ایران بعد از شکست مفتضحانه برابر عربستان در تهران، یک جنجال بینهایت بزرگ بود که پای مردان سیاست و دخالت آنها در این موضوع را نیز به میان آورد.
مانوئل ژوزه:
مربی پرتغالی پرسپولیس در فصل دوازدهم، با شعار چند بوقچی و دعوای زرگری که آنها به راه انداختند، قید ادامه همکاری با این باشگاه را زد و به کشورش برگشت اما قبل از آن، چندین ویدئو از رفتار بوقچیها و مسئولان باشگاه پرسپولیس گرفت تا به عنوان سند شکایت، با خود به پرتغال ببرد.
رولند کخ:
سرمربی بینوای استقلال در فصل دوم که هر کس از راه میرسید، زیرآبش را میزد. او وقتی اخراج شد، به برنامه ۹۰ رفت و گفت: شما در فوتبال یک بار تیمملی آمریکا را بردهاید و میخواهید ۲۰ سال بابت آن پیروزی خوشحالی کنید!
پرویز مظلومی:
وقتی در فصل یازدهم سرمربی استقلال بود، بنرهایی در ورزشگاهها میدید که روزشمار اخراجش را روی آن نوشته بودند. اخراج او، حرف و حدیثهای زیادی در پی داشت.
مجید جلالی:
او هم اخراج عجیبی از تراکتورسازی داشت. آقامجید به خاطر اتفاقاتی که در تبریز رخ داد و شعارهایی که از روی سکوها میشنید، به یکباره تصمیم به استعفا گرفت ولی به شکل سؤال برانگیزی، او را به تیم برگرداندند تا به جای مربی، مدیرعامل تغییر کند. بعد از یکی، دو ماه، جلالی از سوی مدیرعامل جدید اخراج شد!
***
علی دایی نباید ناراحت باشد. او بازی خورد که بعد از شنیدن خبر برکناری خود، راهی درفشیفر شد. مقصر اصلی خودش است که به اندازه کافی از نام علی دایی مراقبت نمیکند اما نباید یادش برود، تمام آدمهای بزرگ فوتبال ما، با بیمهری به خانه برگشتند. مثلاً احمدرضا عابدزاده که در فصل نهم وقتی علی دایی سرمربی پرسپولیس شد، ساک خود را برداشت و رفت. بعد هم گفتند دایی از او خواسته آنالیزور گلرها باشد؛ یک پست توهین آمیز. خداحافظی مهدی مهدویکیا را به یاد بیاورید، مرد اخلاق پرسپولیس که بعد از نایبقهرمانی سرخپوشان در جام حذفی، به تنهایی دور زمین چرخید و از فوتبال خداحافظی کرد. اصلاً همین علی کریمی، تا یک روز مانده به اتمام فصل نقل و انتقالات منتظر یک اشاره از علی دایی بود که به پرسپولیس برگردد ولی دایی با او چه کرد؟ آخرین آرزوی کریمی - خداحافظی از فوتبال با پیراهن شماره ۸ پرسپولیس- را به خاطر لجبازیهایش دفن کرد! فرهاد مجیدی را نیز به یاد میآوریم که در روز تساوی استقلال برابر مس کرمان و در ورزشگاه خالی از فوتبال رفت. وحید هاشمیان همین طور، محمد خاکپور، خداداد عزیزی و... دهها نفر دیگر. کدام از اینها با احترام رفتند که دایی چنین انتظاری دارد؟ فوتبال هرگز با چهرهها مهربان نبوده چه رسد به دایی که در پرسپولیس اصلاً نتایج خوبی نگرفت و این باشگاه را سوژه شوخیهای وایبری و پیامکی استقلالیها کرد.
منبع: خبرآنلاین



